یکی برای دیوار!!

 

توریستی که به اسپانیا سفر کرده بود خاطره جالبی را تعریف کرد:
میگفت در یکی از روستاهای اسپانیا وارد قهوه خانه ای شدم و برای خود و همراهم قهوه سفارش دادم. در حالی که منتظر سفارشمان بودیم در کمال تعجب دیدیم که بعضی از مشتریان جلوی پیشخوان آمده و در حالی که خودشان تنها بودند سفارش دو تا چایی یا دوتا قهوه را میدادند و میگفتند: یکی برای خودم و یکی برای دیوار.
از نوع سفارش در حیرت ماندیم...

http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTct8l6rsAgpCMk6ql5CJ50smmXP16pVo4B63OhId9gxLT7E-Md
متوجه شدیم که بعد از اینگونه سفارش پیشخدمت یک برگه کوچک که روی آن چای یا قهوه نوشته است به دیوار پشت سرمان چسباند و جالب اینکه دیوار پشت سرمان پر از این برگه ها بود...

در ذهنمان هزاران فکر به وجود آمد که دلیل این کار چیست؟ و دلیل این حرکت چیست؟
در افکار خود غرق بودیم که آدم فقیر و ژنده پوشی وارد قهوه خانه شد و سفارش یک قهوه داد اما با این جمله: ببخشید بی زحمت یک قهوه از حساب دیوار!
و پیش خدمت یکی از کاغذ ها را که روی آن قهوه نوشته شده بود از روی دیوار برداشت و پاره کرد و یک قهوه به آن مرد فقیر داد، بدون آنکه از آن مرد پولی بگیرد...
و ما در فکر این عمل زیبا!

http://susawebtools.ir/img/gallery/linepic/104.gif

/ 1 نظر / 23 بازدید
حامد زرافشان

وقتی با مشکلات روبرو میشویم ، به خدا میگوییم چرا من ؟ اما زمانی که خوشحالی به ما روی میآورد ، صحبتی از خدا نیست یاد بگیریم که در هر وضعیت بگوییم ” بله خدا ! خود من” . با نهایت ادب و احترام تقدیم به شما جناب آقای حدادی [گل] ارادتمند , زرافشان